ضرورت سرمایه گذاری بازاریابی در حوزه صنایع دستی و هنرهای سنتی



پرداختن به موضوع مهم « سرمایه گذاری بازاریابی » در حوزه صنایع دستی و هنرهای سنتی بدان جهت مهم و ضروری است که به قدر کافی به آن توجه نشده است و تمرکز هنرمندان و تولید کنندگان همواره بر روی تولید بوده است و نه بازاریابی . درون گرایی حاکم بر این حوزه و نگرش اشتباه هزینه بر بودن عملیات بازاریابی باعث شده است تا به جای توجه به مکانیزم های تحقیق ، شناسایی بازار و مخاطب شناسی، صرفا به مقوله فروش تمرکز گردد و سرمایه گذاری در بخش بازاریابی هزینه قلمداد شود . این در حالی است که وقتی یک وب سایت اینترنتی راه اندازی می کنید ، در حقیقت روی بازاریابی سرمایه گذاری کرده اید و بستری اینترنتی برای فروش محصولات خود مهیا کرده اید که درآمدهای حاصل از آن قابل قیاس با پولی که برای راه اندازی آن خرج کرده اید، نیست . با جستجویی کوتاه در اینترنت به راحتی پی می برید که امروزه مهمترین چالش و خلاء حوزه کسب و کارهای صنایع دستی، مقوله «بازاریابی»است ، بازاریابی علمی و نظام مند. اما متأسفانه علیرغم اهمیت آن به دلیل ذات مدیریتی و برنامه ریزی که دارد کمتر مورد توجه قرار گرفته است . 
به تعبیر استاد احمد روستا :
شناسایی، شناساندن،رضایت                     کند بازاریی را حکایت
دریغا قدرآن را کس نداند                         در این آشفته بازار ولایت
این در حالی است که مهمترین عامل ورشکستی کسب و کارهای خرد همچون کسب و کارهای حوزه صنایع دستی،   ضعف عملیات بازاریابی بوده و تقویت آن به شدت به کاهش هزینه های کسب و کار کمک می کند .
اصولا تولید صنایع دستی بدون توجه به بازاریابی منجر به ورشکستی می شود و بالعکس مادامیکه بازاریابی محور کسب و کار قرار می گیرد ، باعث فربه شدن تولید می شود و محصولات به جای این که در انبارها خاک بخورند در فرایندی سیستماتیک به دست مخاطبان خاص رسیده و منجر به افزایش فروش و سودآوری می گردد . 
هنرمندان و تولید کنندگان عزیز حوزه صنایع دستی و هنرهای سنتی بایستی آگاه باشند که فروش صنایع دستی به مشتریان «فروش رویاهاست»، فروش هیجان است و در حقیقت ایشان به مشتریان خود « احساس » می فروشند، احساس خوشایند و شیرین . لذا بایستی تمام تلاش خود را معطوف به سرمایه گذاری روی «احساس مشتریان » نمایند . 
بنابراین در این نوع کسب و کار، رفتار، کردار یا عملکرد،تحقیق و بررسی، شناسایی علایق و سلایق مشتریان خاص، پرزنت عالی در زمان فروش، توجه به مشتری و ...موفقیتشان را در فروش تضمین خواهد کرد نه تولید زیاد و بدون اتکا به مقوله ارزشمند بازاریابی.
در حقیقت کالاهای تزئینی و یا کالای تزئینی و کاربردی حوزه صنایع دستی دارای تکرار خرید کم بوده و مخاطبان آنها همه مردم نیستند ، لذا  کسانی معمولا دست به خرید های مهم و قابل توجه در این بخش می زنند که در سطح بالای هرم سلسله مراتب نیازهای مازلوقرار دارند و به دنبال چیزی فراتر از نیاز های روزمره خود هستند.
بازاریابی فرایندی است که در قالب آن بررسی بازار، تولید و سپس فروش رخ می دهد و نمی توان نسخه ای از قبل پیچیده شده و عاری از هرگونه بازار سنجی را به مردم ارائه کرد و انتظار بازخورد مثبت و رضایت داشت.
در این بین نزدیکتر شدن هنرمندان و تولید کنندگان آثار صنایع دستی و هنرهای سنتی به کسب و کارهای گردشگری و هتلداری که همواره صنایع دستی حکم کسب و کارهای مکمل را برای آنها دارد و به جذابیت تاسیسات گردشگری و پر رونق شدن آنها کمک شایانی می نماید، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است . گردشگری دارای سیستمی باز است و ارتباطات، محور اصلی کسب و کارهای آن را تشکیل می دهد. لذا یکی از رهیافت ها و راه کارهای عملی افزایش   فروش صنایع دستی، استفاده از ظرفیت گردشگری مقاصد گردشگری و کسب و کارهای آن است. البته به شرط  بازار سنجی و بررسی علایق و سلایق، ویژگی ها و دلایل خرید و سایر ویژگی های گرشگران ورودی. به طور مثال شما نمی توانید در مشهد مقدس به یک گردشگر اصفهانی ظروف میناکاری بفروشید. باید به خوبی بدانید چه کسانی؟ چه چیزی ؟با چه ویژگی ها؟، قیمت؟ و کیفیتی؟ نیاز دارند....
در پایان با توجه به اهمیت بیش از بیش دیجیتال مارکتینگ در دوران شیوع ویروس کرونا و رکود بازار و علاقه مندی کسب و کارها به استفاده حداکثری از این ظرفیت مهم، متذکر می گردد که دیجیتال مارکتینگ نیز دارای فرایندی مشخص بوده و نیاز به تهیه طرحی اجرایی و عملیاتی توسط افراد و تیم های متخصص و با تجربه دارد و صرفا به تولید و مدیریت چند پیج در شبکه های اجتماعی الکترونیکی خلاصه نمی گردد.
نویسنده : احمد دیناری؛ مشاور، سخنران و نویسنده مهارت های بازاریابی، فروش و سرمایه گذاری گردشگری و هتل داری 
بهمن 1399