اندر حکایت کبابی از ما یاد از شما فراموش !


روزی روزگاری شکم  آلارم کباب داد. در باب بهانه تراشی گفتیم کباب اسید اوریک را بالا می برد بالاغیرتن بیخیال شو، اصلا غذای بیرون برای سلامتی خوب نیست و بهانه هایی دیگر. اما گوشش بدهکار نبود.  البته خوب میدانستم بعضی وقتها لازم است کبابی هم بر بدن زد . لاجرم از بلوار وکیل آباد مشهد گذر کردیم و تابلوهای کسب و کار های مختلف را نظاره گر بودیم که ناگهان  تابلویی نظرمان را جلب کرد که برآن نوشته شده بود :  کبابی از ما یاد از شما فراموش ! ؛)

 خیالمان راحت شد و با خود گفتیم یک برند قدیمی و معتبر یافتیم، درست است که زمانه تغییر کرده اما کردار این دوستان که تغییر نکرده و خاطره ای خوب رقم خواهد خورد.

 با خوشحالی وارد کبابی شدیم، سفارش کباب دادیم. در بخش پذیرش خانم جوان ترش رو ، گارد گرفته،خسته و با بیانی ضعیف در همان ابتدای کار ناامیدمان کرد! با خودمان گفتیم : 

گرت پایداریست در کارها                        شود سهل نزد تو دشوارها

لذا ادامه دادیم ...   

بعد از صدور فیش اعلام کردند سرویس تان را از همکارمان تحویل بگیرید و وارد سالن شوید! در کمال ناباوری نوشابه و  سبزی و این‌ قبیل چیزها در داخل سینی گذاشته شد و سینی در دست وارد سالن شدیم . صحنه جالب بود، مشتریان مختلف و متعدد سینی به دست جویای میز و صندلی! (البته تاجایی که به خاطر دارم این نوع سرویس دهی مربوط به فست فودهاست نه کبابی ها!) هاج و واج ماندیم و دلگیر!

داشتیم اوج آداب عملی پذیرایی و تشریفات را تجربه می کردیم. نکته جالب اینکه میزبانان مستقر در سالن در گوشه ای ردیف ایستاده و پشت به دیوار داده، نظاره گر مشتریان بودند و کوچکترین زحمتی هم به خود نمی دادند!

با خود گفتیم این نیز بگذرد و بالاخره نشستیم . چندی نگذشت که کباب آمد چه آمدنی. با یک عدد نان "لواشی کاغذی"!

 ما تا به حال فکر می کردیم کباب را با "نان سنگک" می خورند،شماچه؟ اصلا صفای خوردن کباب با نان سنگک است.

اگر هم نخورده باشیم نان گندم حتما دیده ایم دست مردم !

خدا زوال نیاورد آن هم نانی که تا در دست می گرفتی پودر می‌شد. فکر کردیم نان تمام شده و فقط این موضوع شامل ما شده امادقت کردیم و دیدیم تمام میز ها به همین شکل هستند. 

آیا این رسم مشتری مداری است؟ این رسم کسب و کار است؟

این آداب پذیرایی است؟ مشتری را چه فرض می کنید؟ مشتری که همچون فرشته ای روزی شما و همکارانتان را در دست خود گرفته و با پای خودش وارد کسب و کارتان می شود تا روزی امروز و فرداهای شما را بدهد... 

رفتار حرفه ای  با مشتری در کسب و کار اینگونه است؟! 

از شما یاد باشد و از مشتری فراموش ؟!

اتفاقا مشتری هم شما را یاد می کند و هم فراموش. یاد اما نه به نیکویی و فراموش برای همیشه ...

آیا به میزان ریزش مشتریانی که در روز ، هفته ، ماه و سال به شما اعتماد کرده و سراغتان آمده اند فکر کرده اید؟

بارها تاکید کرده ام فضای کسب و کار و جلوه های ظاهری آن برای بازاریابی و جذب مشتری خوب است اما همه چیز نیست . اصل و اساس کسب و کار، هنر حفظ این مشتریان جذب شده و مراقبت از آنهاست که به قوام کسب و کارتان کمک می کند. 

 آگاه باشید که ۸۵% مشتریان شاکی و ناراضی بدون اینکه شکایتشان رابه شما  اعلام کنند به راحتی و برای همیشه شما را ترک کرده و به دیگران هم توصیه می کنند که به هیچ وجه سراغ شما نیایند. 

این است حکایت برخی از کسب و کارهای امروزی ...

احمد دیناری؛ مشاور، سخنران و نویسنده مهارت های بازاریابی، فروش و سرمایه گذاری گردشگری و هتلداری